|
شلمچه سرزمین مردان خدا
|
||
|
به وبلاگ شلمچه خوش آمديد |
ما در جنگ با آمریکا و تفاله های آمریکا هستیم...، هر یک از اینها را شناسایی و به دادگاه معرفی کنید، ننشیند که باز جایی را آتش بزنند....خط این بود که اصلا آمریکامنسی(فراموش)شود یک دسته مرگ بر شوروی را مطرح کردند تا آمریکا منسی شود .
صحیفه نورجلد 15 صفحه 29
و فردا خورشید طلوع میکند.
خورشید تمام قصه هایمان،خورشیدی که شبها به یادش می خوابیم و هروقت دلمان می گیرد یاد او میکنیم.
کاش می شد بدانیم که چقدر مهربان است!؟
کاش ما هم روح بودیم تا محدود به زمان و مکان نباشیم.
کاش می توانستیم دلمان را بسوی حرمش پرواز بدهیم و بگوییم السلام علیک یا علی بن موسی ایهاالرضا و یابن الرسول الله.
قربون کبوترهای حرمت
قربون اون همه لطف و کرمت
مولای من دلم گرفته و فقط تویی که آرامش این دلی و فقط تویی که می توانی وساطت کنی تا خدا از سر گناهانم بگذرد پس من رو سیاه رو از در خونت بیرون نکن.

یا امام رضا(ع)دلم برای آمدنت پسرت تاب ندارد.پس تو وساطت کن پیش خدا شاید که بیاید.
خدایا به حق امام هشتم ما سلطان ما امام رضا(ع)ظهور مهدی(عج)را برسان،رهبرمان را حفظ کن،توفیق شهادت رابه ما عنایت بفرما،ما را در همه مراحل زندگی موفق بگردان،امت حزب الله را پیروز بگردان،مارا عاقبت به خیر بفرما و هر آنچه برای ماخوب است و تو میدانی در حق ما به هدف اجابت برسان.
دیگر چیزی تا رسیدن محرم حسینی نمانده است.
دلها را باید پاک کرد تا پاک کننده ی گناهان که همان اشک های روضه ی اباعبدالله هستند جاری شود.
کم کم می توان احساس کرد مادری میخواهد بساط مجلس عزای پسرش راآماده کند،با همان قدخمیده و با همان دست شکسته و بی حالش جلوی هیات ها می ایستد و می گوید به مجلس پسرم خوش آمدید.
واقعا
این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست
این چه شمعی ست که جانها همه پروانه ی اوست
مولای من یا اباعبدالله من اینقدر گناهکارم که نمی توانم خودم را با یارانت مقایسه کنم ولی مگر من چه چیزی از رسول ترک و علی گندابی کمتر دارم که توفیق نوکریت را به من نمی دهی.
ای کشتی شکسته ی طوفان کربلا مگر تو همان کشتی نجاتی نیستی که جدت رسول الله تو را روی شانه هایش قرار می داد پس نجات بده من را از این همه گناه و پستی.
ای مصباح الهدی من را از فسادهای رایج در آخرالزمان نجات بده که دیگر نمی توانم ببینم میان بزرگان ما هم گمراهی دیده می شود.
ای آقای شهدا تو را به همان لحظه ای که نوامیست را وارد بازار شام کردند و به حق آن لحظه ای که دیدی یوسفت را گرگها پاره پاره کردند رهبر ما را حفظ کن و او را در برابر یک لشکر کافر و منافق نصرت بفرما.
زندگی بی عشق حسین جهنمه
واسه عاشق تموم سال محرمهاگر در قم هستید سلام ماهم به بی بی برسونید.

التماس دعا

اسماعيل طهمورثي سخنگوي جنبش دانشجويان جهان اسلام در گفتگو با خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاري فارس با اعلام اين خبر گفت: با توجه به اينكه دولتمردان و وهابيون عربستاني به عنوان عوامل و نوكران آمريكا و انگليس از تمامي ظرفيتهاي خود براي ايجاد اختلاف و تفرقه ميان كشورهاي اسلامي و برادران و خواهران اهل تسنن و تشيع استفاده ميكنند و اين اقدامات آنان منجر به كشته شدن جمعي از مسلمانان شيعه و سني كشور يمن و حتي كشتار مردم منطقه شرق كشورمان شده است، جنبش دانشجويان جهان اسلام به همراه ساير تشكلهاي دانشجويي تهران در محكوميت كشتار مردم مسلمان كشورهاي اسلامي به دست عوامل وهابيون عربستاني تجمع اعتراضآميزي را برگزار ميكنند.
به گفته وي، اين تجمع ساعت 13 فردا سهشنبه در مقابل سفارت عربستان سعودي در تهران آغاز ميشود.
رفته بودم سر دفتر يادداشتش و نامههايي را كه بچهها براش نوشته بودند خوانده بودم. به قول خودش اسرارش فاش شده بود. حالا از دستم ناراحت بود.
كنارم نشست و گفت «فكر نكن من اينقدر بالياقتم. تو منو همونجوري ببين كه توي زندگي مشتركمون هستم.»
توي خودش جمع شد؛ انگار باري روي دوشش باشد. بعد گفت «من يه گناه بزرگي به درگاه خدا كردهم كه بايد با محبت اينا عذاب بكشم.»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خاطره ای از همسر شهید همت
امام زمان(عج)

هوای جبهه پاک و صیقلی بود
شهادت تحفه آل علی بود
هوای جبهه پر از بوی خون است
شهادت خیمه اهل جنون است
شهیدان خاکی و افتاده بودند
همه مجنون مادرزاده بودند
شهیدان سینه را آتش کشیدند
صدای پای زهرا را شنیدند
دریده شمع غیر از رخت پیله
شکسته استخوان این قبیله
شهیدانند و اهل عشق سرکش
همه مهمان بزم تیروترکش
شهیدان کربلایی های نابند
همه قربانی طفل ربابند
شهید آیینه ی وجه خداییست
خریدار بلای کربلاییست
به حق چشمان گریان خمینی
مراکن از شهیدان حسینی
به حق آنچه دیدی یارقیه
بساز از من شهیدی یا رقیه
تاریخ ولادت: یکشنبه ۱۷ ربیع الاول ، سال ۸۳ هجرى
مکان ولادت: مدینه مدت عمر مبارک : ۶۵ سال
علت شهادت: مسمومیت قاتل ملعون: منصور دوانیقى (خلیفه عباسى)
زمان شهادت: یکشنبه ۲۵ شوال ، سال ۱۴۸ هجرى
مدفن مطهر: قـبـر شریفش در قبرستان بقیع (واقع در مدینه منوره) در کنار قبر پدر و جدّ و عمویش امام حسن مجتبى (علیه السلام) مى باشد.
برای دیدن ادامه مطلب روی More… کلیک کنید
زندگینامه امام جعفر صادق(ع)
امام جعفر صادق (ع) در پگاه روز جمعه یا دوشنبه هفدهم ربیع الأول سال ۸۰ هجرى، معروف به سال قحطى، در مدینه دیده به جهان گشود. اما بنا به گفته شیخ مفید و کلینى، ولادت آن حضرت در سال ۸۳ هجرى اتفاق افتاده است. لیکن ابن طلحه روایت نخست را صحیح تر میداند و ابن خشاب نیز در این باره گوید: چنان که ذراع براى ما نقل کرده، روایت نخست، سال ۸۰ هجرى، صحیح است. وفات آن امام (ع) در دوشنبه روزى از ماه شوال و بنا به نوشته مؤلف جنات الخلود در ۲۵ شوال و به روایتى نیمه ماه رجب سال ۱۴۸ هجرى روى داده است. با این حساب مىتوان عمر آن حضرت را ۶۸ یا ۶۵ سال گفت که از این مقدار ۱۲ سال و چند روزى و یا ۱۵ سال با جدش امام زین العابدین (ع) معاصر بوده و ۱۹سال با پدرش و ۳۴ سال پس از پدرش زیسته است که همین مدت، دوران خلافت و امامت آن حضرت به شمار میآید و نیز بقیه مدتى است که سلطنت هشام بن عبد الملک، و خلافت ولید بن یزید بن عبد الملک و یزید بن ولید عبد الملک، ملقب به ناقص، ابراهیم بن ولید و مروان بن محمد ادامه داشته است.
کنیه مادر امام (ع) را ام فروه گفته اند. برخى نیز کنیه او را ام القاسم نوشته و اسم او را قریبه یا فاطمه ذکر کرده اند. کنیه آن حضرت ابو عبد الله بوده است و این کنیه از دیگر کنیه هاى وى معروفتر و مشهورتر است. محمد بن طلحه گوید: برخى کنیه آن حضرت را ابو اسماعیل دانسته اند. ابن شهر آشوب نیز در کتاب مناقب می گوید: آن حضرت مکنى به ابو عبد الله و ابو اسماعیل و کنیه خاص وى ابو موسى بوده است.
لقب امام صادق (ع)
آن حضرت القاب چندى داشت که مشهورترین آنها صادق، صابر، فاضل و طاهر بود. از آنجا که وى در بیان و گفتار راستگو بود، او را صادق خواندند.
فضایل امام جعفر صادق (ع)
مناقب آن حضرت بسیار است که به اختصار از آنها یاد می کنیم. فضایل امام صادق بیش از آن است که بتوان ذکر کرد. جمله ای از مالک بن انس امام مشهور اهل سنت است که: «بهتر از جعفر بن محمد، هیچ چشمی ندیده، هیچ گوشی نشنیده و در هیچ قلبی خطور نکرده است.» از ابوحنیفه نیز این جمله مشهور است که گفت: «ما رأیت افقه من جعفر بن محمد» یعنی: «از جعفر بن محمد، فقیه تر ندیدم.» و اگر از زبان خود آن حضرت بشنویم ضریس می گوید: امام صادق در این آیة شریفة: کل شیء هالک الا وجهه، یعنی: «هر چیز فانی است جز وجه خدای متعال،» فرمود: «نحن الوجه الذی یوتی الله منهم» یعنی «ماییم آیینه ای که خداوند از آن آیینه شناخته می شود.» بنابراین امام صادق (ع) فرموده است او آیینه ذات حق تعالی است.
شیخ مفید در ارشاد مىنویسد: علومى که از آن حضرت نقل کرده اند به اندازه اى است که ره توشه کاروانیان شد و نامش در همه جا انتشار یافت. دانشمندان در بین ائمه (ع) بیشترین نقل ها را از امام صادق روایت کرده اند. هیچ یک از اهل آثار و راویان اخبار بدان اندازه که از آن حضرت بهره برده اند از دیگران سود نبرده اند. محدثان نام راویان موثق آن حضرت را جمع کرده اند که شماره آنها، با صرف نظر از اختلاف در عقیده و گفتار، به چهار هزار نفر مىرسد.
بیشترین حجم روایات، احادیثی است که از امام صادق (ع) نقل شده است، اهمیت معارف منقول از جعفر بن محمد (ص) به میزانی است که شیعه به ایشان منسوب شده است: ”شیعه جعفری“. کمتر مسئله دینی (اْعم از اعتقادی، اخلاقی و فقهی) بدون رجوع به قول امام صادق (ع) قابل حل است. کثرت روایات منقول از امام صادق (ع) به دو دلیل است:
یکی اینکه از دیگر ائمه عمر بیشتری نصیب ایشان شد و ایشان با شصت و پنج سال عمر شیخ الائمه محسوب می شود (۱۴۸ – ۸۳ هجری)، و دیگری که به مراتب مهمتر از اولی است، شرائط زمانی خاص حیات امام صادق (ع) است. دوران امامت امام ششم مصادف با دوران ضعف مفرط امویان، انتقال قدرت از امویان به عباسیان و آغاز خلافت عباسیان است. امام با حسن استفاده از این فترت و ضعف قدرت سیاسی به بسط و اشاعه معارف دینی همت می گمارد. گسترش زائدالوصف سرزمین اسلامی و مواجهه اسلام و تشیع با افکار، ادیان، مذاهب و عقاید گوناگون اقتضای جهادی فرهنگی داشت و امام صادق (ع) به بهترین وجهی به تبیین، تقویت و تعمیق “هویت مذهبی تشیع” پرداخت. از عصر جعفری است که شیعه در عرصه های گوناگون کلام، اخلاق، فقه، تفسیر و… صاحب هویت مستقل می شود. عظمت علمی امام صادق (ع) در حدی است که ائمه مذاهب دیگر اسلامی از قبیل ابوحنیفه و مالک خود را نیازمند به استفاده از جلسه درس او می یابند. مناظرات عالمانه او با ارباب دیگر ادیان و عقاید نشانی از سعه صدر و وسعت دانش امام است. اهمیت این جهاد فرهنگی امام صادق (ع) کمتر از قیام خونین سید الشهداء (ع) نیست.
امام و فقه اسلامی
ـ فقه شیعه امامیه که به فقه جعفری مشهور است منسوب به جعفر صادق (ع) است. زیرا قسمت عمده احکام فقه اسلامی بر طبق مذهب شیعه امامیه از آن حضرت است و آن اندازه که از آن حضرت نقل شده است از هیچ یک از (ائمه) اهل بیت علیهم السلام نقل نگردیده است. اصحاب حدیث اسامی راویان ثقه که از او روایت کرده اند به ۴۰۰۰ شخص بالغ دانسته اند.
ـ در نیمه اول قرن دوم هجری فقهای طراز اولی مانند ابوحنیفه و امام مالک بن انس و اوزاعی و محدثان بزرگی مانند سفیان شوری و شعبه بن الحجاج و سلیمان بن مهران اعمش ظهور کردند. در این دوره است که فقه اسلامی به معنی امروزی آن تولد یافته و روبه رشد نهاده است. و نیز آن دوره عصر شکوفایی حدیث و ظهور مسائل و مباحث کلامی مهم در بصره و کوفه بوده است.
ـ حضرت صادق (ع) در این دوره در محیط مدینه که محل ظهور تابعین ومحدثان و راویان و فقهای بزرگ بوده، بزرگ شد، اما منبع علم او در فقه نه «تابعیان» و نه «محدثان» و نه «فقها» ی آن عصر بودند بلکه او تنها از یک طریق که اعلاء و اوثق طرق بود نقل می کرد و آن همان از طریق پدرش امام محمد باقر (ع) و او از پدرش علی بن الحسین (ع) و او از پدرش حسین بن علی (ع) و او از پدرش علی بن ابیطالب (ع) و او هم از حضرت رسول (ص) بود و این ائمه بزرگوار در مواردی که روایتی از آباء طاهرین خود نداشته باشند خود منبع فیاض مستقیم احکام الهی هستند.
مزار شریف امام صادق در بقیع
آثار امام صادق (ع):
غالب آثار امام (ع) به عادت معهود عصر، کتابت مستقیم خود ایشان نیست و غالبا املای امام (ع) یا بازنوشت بعدی مجالس ایشان است. بعضی از آثار نیز منصوب است و قطعی الصدور نیست.
۱- از آثار مکتوب امام صادق (ع) رساله به عبدالله نجاشی (غیر از نجاشی رجالی) است. نجاشی صاحب رجال معتقد است که تنها تصنیفی که امام به دست خود نوشته اند همین اثر است.
۲- رساله ای که شیخ صدوق در خصال و به واسطه اعمش از حضرت روایت کرده است شامل مباحث فقه و کلام.
۳- کتاب معروف به توحید مفضل، در مباحث خداشناسی و رد دهریه که املاء امام (ع) و کتاب مفضل بن عمر جعفی است.
۴- کتاب الاهلیلجه که آن نیز روایت مفضل بن عمر است و همانند توحید مفضل در خداشناسی و اثبات صانع است و تماما در بحارالانوار مندرج است.
۵- مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه که منسوب به امام صادق (ع) و بعضی از محققان شیعه از جمله مجلسی، صاحب وسایل (حرعاملی) و صاحب ریاض العلما، صدور آن را از ناحیه حضرت رد کرده اند.
۶- رساله ای از امام (ع) خطاب به اصحاب که کلینی در اول روضه کافی به سندش از اسماعیل بن جابر ابی عبدالله نقل کرده است.
۷- رساله ای در باب غنائم و وجوب خمس که در تحف العقول مندرج است.
۸- بعضی رسائل که جابربن حیان کوفی از امام (ع) نقل کرده است.
۹- کلمات القصار که بعدها به آن نثرالدرد نام داده اند که تماما در تحف العقول آمده است.
۱۰- چندین فقره از وصایای حضرت خطاب به فرزندش امام موسی کاظم (ع) سفیان شوری، عبدالله بن جندب، ابی جعفر نعمان احول، عنوان بصری، که در حلیه الاولیاء و تحف العقول ثبت گردیده است.
زین غصه آن شمع حقایق می سوخت
گل جامه دریده و شقایق می سوخت
منصور ز کار خویشتن راضی بود
کز زهر جفا امام صادق(ع) می سوخت

اگر قطره اشکی در چشمانتان حلقه زد به جان مادرم فاطمه(س)دل پوسیده ی ما هم دعا کنید
گفتمش تصویری از لیلی و مجنون را بكش
عكس حيدر در كنار حضرت زهر كشيد
گفتمش نقاش را نقشي بكش از زندگي
با قلم نقش حبابي بر لب دريا كشيد
گفتمش چون مي كشي تصوير مردان خدا
درتك درختي در بيابان يكه و تنها كشيد
گفتمش نامردان اين زمان رانقش كن
عكس يه خنجر ز پشت سر پي مولا كشيد
گفتمش راهي بكش كان ره ساند مقصدم
راه عشق و عاشقي و مستي و نجوا كشيد
گفتمش بر روي كاغذ عشق را تصوير كن
در بيابان بلا، تصوير يك سقا كشيد
گفتمش از غربت و مظلومي و محنت بكش
فكر كرد و چهار قبر خالي از طه كشيد
گفتمش سختي و درد و آه گشته حاصلم
گريه كرد آهي كشيد و زينب كبري كشيد
گفتمش درد دلم با كه گويم اي رفيق
عكس مهدي ( ع) را كشيد و به چه بس زيبا كشيد
گفتمش ترسيم كن تصويري از روي حسين (ع)
گفت اين يك را ببايد خالق يكتا كشيد
منبع شعرهای مذهبی
يک بار يکي از جنازه ها توجهمان را جلب کرد و حساس شديم کاغذي را که روي آن با خط درشت نوشته شده بود «وصيت نامه» بخوانيم، ببينيم امثال اين بچه ها که تازه بالغ شده و از مال دنيا چيزي ندارند، بازماندگانشان را به چه اموري سفارش مي کنند.
کاغذ را که باز کرديم نمي دانستيم بالاي سر شهيد بخنديم يا گريه کنيم. نوشته بود « براي من گريه نکنيد. براي بابام گريه کنيد که مي خواهد خرج کفن و دفن مرا بدهد و برايم شب هفت و چهلم بگيرد و هرچه يک عمر جمع کرده بايد بدهد مردم بخورند! »
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ترکش مطلب:
بياييد ياد بگيريم، بچه هايي با اين سن و سال کم، هميشه نگران پدر و مادرشان بودند، بهشون احترام مي گذاشتند و خلاصه واقعا مرد بودند؛ اما بعضي از ما جوون ها . . .
كيست پرسد حال اين ديوانه را حال ازياران عقب افتاده را
حال غربت در ميان خانه را حال و روز شمع بي پروانه را
شمع ها از فتنه ها خاموش شد چشمها معطوف رقص نور شد
از شهيدان استخوانها بازگشت روضه هاي بي كسي سر باز گشت
راهيان سرزمين نور بين مردمي سرگرم و از دين دوربين
زائران شهر خرمشهر بين بي شهيدان اسير دهر بين
زائر كوي شهيدان سالك است قلب او را حق هميشه مالك است
بي حيايي تا كجا تفويض شد جاي عيش وعشقها تعويض شد
اي برادر داني عيب وگيرچيست آفت دين مايه تزوير چيست
موجها از تپه ها سرريز شد كار جلادان طرب انگيز شد
آفت امد عافيت اويزشد بي حجابي لاجرم تجويز شد
باد آمد عفت از ما دور شد چشم هاي دل به مي مستورشد
مي نه آن مي كز خم دلدار بود رهنماي عاشق واغيار بود
خم نه آن خم غدير يار بود مي همان مستي عثمان وار بود
گوش ها بر سازها زل مي زنند بر وراي آبها پل مي زنند
صوت قران مايه تكريم شد پس نماي مجلس ترحيم شد
حرفها سخت است پس باور كنيد رخت رزم خويش را در بر كنيد
تا به كي گويند درها بسته شد راه فتح اسمانها بسته شد
اي برادراين جهاد اكبر است سخت تر از ان جهاد اصغراست
اصغري ها خوب در آويختند بيني دشمن به خاك آميختند
ليك اينك اين جهاد اكبر است همتي خواهد كه بيش از اصغراست
دشمن اينك در پس گوش شماست لشكرش در چشم و آغوش شماست
بد حجابي ها سلاح غربي است دين فروشي مايه ويراني است
اي برادر هوش باش وتيز شو حبل ثارالله را آويز شو
سيم دل را با شهيدان وصل ساز عشق حيدر را بقاي وصل ساز
ياد مهدي(عج) باش در هر لحظه اي اوست گيرد دست هر درمانده اي
|
|